على محمدى خراسانى

37

خارج اصول (فارسى)

شاگرد محقّق ايشان مرحوم ميرزاى رشتى به آن پرداخته « 1 » سپس مؤسس بزرگوار حوزهء علميّهء قم مرحوم آية اللّه العظمى حائرى بدان گرويده « 2 » و در پايان مرحوم آية اللّه العظمى خوئى آن را برگزيده و در تحكيم پايه‌هاى آن كوشش كرده است « 3 » و چون نظريّهء تعهّد به شكل كاملترش با دفع شبهات در كلمات مرحوم آقاى خوئى مطرح شده ما اين نظريّه را بر اساس تفسير و برداشت ايشان توضيح مىدهيم و قبل از آن تعريف وضع را بر اين اساس مىآوريم : « الوضع عبارة عن التعهّد و البناء على ذكر اللفظ عند ارادة تفهيم المعنى الخاص » حقيقت وضع آن نيست كه به زبان مىآيد و واضع چنين اظهار مىدارد كه : فلان لفظ را براى فلان معنى قرار دادم « وضعت » يا « جعلت هذا اللفظ لذاك المعنى » و . . . بلكه پيش از اين مرحله در ذهن خويش معناى خاصى را تصوّر مىكند سپس بنا به سليقه لفظ و اسم خاصى را هم تصور مىكند ( اگر حسّ ناسيوناليستى واضع قوى باشد به دنبال اسمهاى خاصى مىگردد و اگر حسّ تقليدش از شرق و غرب قوى باشد يك اسم خارجى را لحاظ مىكند و اگر حسّ مذهبىاش قوى باشد اسم يكى از پيامبران يا امامان يا فرزندان آنان را تصوّر مىكند ) و بدنبال اين دو تصوّر در نفس و جان خويش ملتزم و متعهد مىشود و بنا را بر اين مىگذارد كه از اين پس هرگاه در صدد تفهيم فلان معنى برآمد از فلان لفظ استفاده كند و اين يك تعهد تعليقى و به صورت قضيّهء شرطيّه است « كلّما اردت تفهيم المعنى الفلانى ذكرت اللفظ الفلانى او نطقت باللفظ الفلانى » و حقيقت وضع جز اين التزام نفسانى نيست و آنچه كه بعدا به زبان مىآورد و مىگويد : « جعلت هذا اللفظ لهذا المعنى » حكايت از آن تعهد دارد و مبرز آن التزام نفسانى است نه اينكه خود اين « جعلت » و « وضعت » و . . . وضع باشد .

--> ( 1 ) - بدايع الافكار ، ص 36 - 38 . ( 2 ) - درر الفوائد ، ج 1 ، ص 4 . ( 3 ) - محاضرات ، ج 1 ، ص 44 - 49 .